بسوزانید اگر مردم
تنم را در میان خنده های شعله آتش
به دست باد بسپارید
سیه خاکستر من را
که او باخود برد زین جا
غبار یادگار روزهای سخت ماندن را
ويا در گوشه صحرا
به دور از دست انسانها
به زير تل خاكي تشنه و سوزان
تنم مدفون و گم سازيد
که شاید زخمهایم را
بفهمند آهوان خسته از بی رحمی صحرا
نمي خواهم كسي در پيش قبرم حمد و قل خواند
و يا هر روز هر زاغي
بيايد بر سر گورم
وبا اهنگ محزونش
برنجاند مرا
ارامش خوابم به هم ريزد
نویسید بر سر قبرم
كه او مر ده ست
به دور از دلخوشی بر اشك انسانها
ما را در سایت my loneliness دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43